تبلیغات
سوپر مبارز
 
سوپر مبارز
قال الله تعالی:«...والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...»
درباره وبلاگ


سلام ما اومدیم مبارزه.هل من مبارز؟؟؟؟

مامور مخصوص حاکم بزرگ...

یه مبارز استشهادی با سری بشدت سودایی وزبانی سرخ...به رنگ خون شهید

خلاصه میخوام دوست یا دشمن جدید پیدا کنید.بستگی داره مستکبر باشید یا مستضعف یا مبارز...تاحالا مطالعتون کردم از این به بعد وراندازتون میکنم وشما منو مطالعه کنید...دوران جنگ بچه بودم ولی حالا یه مبارز شدم و افتادم به جون دشمنای اسلام و انقلاب اسلامی و انشالله خاری در چشم اسراییل و استخوانی در گلوی آمریکا وانگلیس و...وعصای دست موسای زمان،ولی عزیزتر ازجان بسیجیان عالم،آسیدعلی آقای خامنه ای.باشد که باعث معجزه شویم و سامری های جهان را بشدت برنجانیم...بحول و قوه الهی آمده ایم و سربند یازهرایمان نشان قوت ماست...یاعلی مدد

مدیر وبلاگ : alireza mobarez
نویسندگان
نظرسنجی
سطح مطالب این وبلاگ را در چه حدی می بینید؟









پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : alireza mobarez


هر کار خوبی یک کار انقلابی به حساب نمی‌آید...


د


هر کار خوبی یک کار انقلابی به حساب نمی‌آید. البته واژه‌ی انقلابی تقریباً عاریتی است، و کمی سابقه‌ی مارکسیستی دارد و تعبیر دقیقتر ما برای آن “جهاد” است. جهاد به این معنا است که یک مانع بزرگی بر سر راه قرار دارد و باید آن مانع را با قدرت برداشت نه اینکه راه عادی خودمان را برویم و به موانع کاری نداشته باشیم. خیلی‌ها اهل جهاد نیستند و اهل برداشتن موانع نیستند. ما موانع و مشکلاتی در کشورمان داریم که باید به صورت جهادی برطرف شود.

اگر کسی به امور خیریه مشغول شود و سرش را بالا نگیرد تا ببیند ریشه‌ی مشکلاتی مثل فقر در کجاست، و تبدیل شود به یک آدم غیر سیاسی و بگوید من به استکبار جهانی و صهیونیسم و سرمایه‌داران زالوصفت کاری ندارم، به اسلام و مسلمین هم کاری ندارم و فقط به چند تا فقیر و مستمند کمک می‌کنم، این آدم یک آدم جهادی و انقلابی نیست، بلکه یک آدم خوب است اما در سطح پایین. باید ریشه‌ی فقر را پیدا کرد و آن را از بین برد. البته نه اینکه به فقیر کمک نکنیم و بنیادهای خیریه نداشته باشیم. مانند امیرالمؤمنین(ع) که ریشه‌ی فقر را در نبرد با معاویه می‌دید و اهل جهاد بود، اما خودش هم شبها می‌‌رفت و به یتیمان خرما می‌داد. خرمارسانی امیرالمؤمنین(ع) ارزش دارد که اهل جهاد و مبارزه با ریشه‌ی فقر هم بود. او می‌دانست که ریشه‌ی فقر در کفر و نفاق و فساد است.

زندگی انقلابی وقتی است که انسان علاوه بر اینکه به اصلاح امور سطحی می‌پردازد به ریشه‌ها و اعماق مشکلات نیز بپردازد و برای اصلاح آنها جهاد کند. ما هنوز به انسان‌های انقلابی نیاز داریم چون هنوز دشمن داریم و موانع و مشکلاتی داریم که جز با مجاهدت حل نمی‌شود. موانع نظام و جامعه‌ی ما با بخشنامه‌ی سازمانی و انجام وظایف سازمانیِ یک عده کارمند برطرف نخواهد شد.
• نیازی نیست همه‌ی مردم به این معنا انقلابی باشند، بلکه اگر یک عده‌ای انقلابی باشند کافی است. خیلی از آدم‌های خوب، انقلابی نیستند و لازم هم نیست انقلابی باشند آنها زندگی خودشان را می‌کنند و در کنارشان انقلابی‌هایی هستند که به آنها خدمت‌رسانی‌ می‌کنند و برای آنها می‌میرند. در زمان امام زمان(ع) هم این‌طور نیست که همه‌ی انسان‌ها درجه‌ی یک بشوند و لازم هم نیست همه درجه‌ی یک بشوند. یک عده‌ای، خیلی خوب می‌شوند و خیلی زحمت می‌کشند و بقیه هم زندگی عادی خودشان را انجام می‌دهند.

کسانی که تخصص و استعداد بالا دارند، در کنار انسان‌های انقلابی شکوفا می‌شوند
• یک انقلابی و یک نیروی جهادی، برای هر تخصصی ارزش قائل است. انسان متخصص و توانمندی که لزوماً از لحاظ آرمانی هم انقلابی نیست، در نزد این انقلابی آرام‌تر است چون می‌داند که در کنار آن انسان انقلابی از او سوء استفاده نمی‌شود و بهره‌ی لازم هم به او خواهد رسید و امکان شکوفایی را هم برای او فراهم خواهد کرد. و بهترین زمینه را برای رشد او مهیا خواهد کرد.
• اساساً جامعه‌ی مهدوی و جامعه‌ی دینی جامعه‌ای است که امکان خودشکوفایی را به انسان‌ها می‌دهد تا هرکسی استعدادهای خودش را شکوفا کند و به اوج خلاقیت برسد و مدیریت جامعه‌ی انسانی یعنی همین. امروزه در جامعه‌ی ما اتفاقات علمی امیدبخشی در حال رخ دادن است، که ثمره‌ی انقلاب و مدیریت انقلابی است.

• ما یک آینده‌ی زیبا داریم به نام «جامعه‌ی مهدوی» که می‌توانیم به آن جامعه‌ی زیبا نگاه کنیم. ما دردمان را از قیام امام حسین(ع) می‌گیریم، اما درک‌مان را از قیام امام زمان(ع) می‌گیریم. دردمان را از کوفه و مدینه می‌گیریم اما درک‌مان را از جامعه‌ی مهدوی می‌گیریم. ما باید درمورد جامعه‌ی مهدوی تفکر کنیم و بفهمیم که امام زمان چند میلیارد انسان را چگونه اداره خواهد کرد؟ غرق آن جامعه‌ی زیبا بشویم و از آنجا الگو بگیریم و جامعه‌ی خودمان را بسازیم.

• اگر ما به جامعه‌ی مهدوی عمیقاً بیندیشیم و در مورد نحوه‌ی اداره‌ی آن تفکر کنیم، گره‌های جامعه‌ی امروز ما باز خواهد شد. مثلاً در مورد این فکر کنیم که چگونه در جامعه‌ی مهدوی مسئول سوءاستفاده چی بار نمی‌آید و کسی برای گرفت پُست و مقام، منافقانه تظاهر به اسلام نمی‌کند؟ اگر به جامعه‌ی مهدوی نگاه کنیم می‌بینیم که امام زمان (ع) به شدت با مسئولین سخت‌گیر هستند. ایشان با دو گروه خیلی سخت‌گیر هستند، یکی با دشمنان و یکی با یاران خودشان. لذا هر کسی، در جامعه‌ی مهدوی وارد عرصه‌ی سیاست نخواهد شد.





نوع مطلب : فرهنگی_اجتماعی، سبک انتظار، 
برچسب ها : پناهیان، انقلابی، جامعه مهدوی،
لینک های مرتبط :
جمعه 11 بهمن 1392 :: نویسنده : alireza mobarez


ترفندهای دشمن که تمامی نداشت!...
 




آن روز، کرانه فرات آبستن حادثه بود. دو سپاه مقابل هم به صف ایستاده بودند. اما جنگ هنوز شروع نشده بود. جنگ صفین. سپاه کوفه به فرماندهی امیر مومنان علیه‌السلام در نقطه برتری اردو زده بود و سپاه شام موقعیت فروتری داشت. ناگاه تیری صفیرکشان به میانه اردوگاه سپاه کوفه افتاد. از اردوگاه سپاه شام پرتاب شده بود و دست‌نوشته‌ای بر چوبه آن بود، با این مضمون: «مِن عبدالله‌الناصح... از بنده خیرخواه خدا... از روی خیرخواهی به شما خبر می‌دهم که معاویه قصد دارد مسیر فرات را به سوی اردوگاه شما تغییر دهد و شما را در خروش امواج آن غرق کند»! در میان شماری از سپاهیان امیر مومنان(ع) پچ‌پچ‌ها آغاز شد و خیلی زود به اعتراض رسید که باید از جای جنبید. بیم غرق در میان است! هشدار علی(ع) که این حیله معاویه و عمروعاص و برای تسخیر موقعیت برتر شماست، به جایی نرسید و امیر‌المومنین(ع) که آن روز، شیعیان پاکباخته‌ای به فراوانی امروز نداشت، چاره‌ای جز پذیرش پیشنهاد جماعت فریب‌خورده ندید، مخصوصا آن که در آن سوی، شماری از سپاهیان معاویه با دستور او تظاهر به حفاری می‌کردند و... در پی این طرح فریب، موقعیت برتر سپاه کوفه به تسخیر سپاه شام درآمد. این جابه‌جایی، دیری نپائید و سپاهیان امیر مومنان(ع) موقعیت از دست رفته را باز پس گرفتند و این همه در حالی بود که هنوز نوبت به پاره‌های قرآن بر‌سر نیزه نرسیده بود... ترفندهای دشمن که تمامی نداشت!...
 
در آستانه مذاکرات هسته‌ای اخیر ایران و کشورهای 5+1 و چند هفته قبل از سفر رئیس‌جمهور محترم کشورمان به نیویورک، زمزمه‌ای از سوی مدعیان اصلاحات و جماعتی از حامیان واقعی و یا بدلی دولت جدید آغاز شد و در فاصله‌ای کوتاه بر قلم‌ها و زبان‌ها نشست که خصومت و درگیری سی و چند ساله میان ایران و آمریکا با سیاست‌ورزی غلط ما بی‌ارتباط نبوده است! و سیاست خارجی و تندروی‌های خودمان، آمریکا و متحدانش را نسبت به جمهوری اسلامی ایران بی‌اعتماد و نهایتاً به خصومت و کینه‌توزی کشانده است! جریان یاد شده برای آن که دوران 16 ساله دولت‌های کارگزاران و اصلاحات را زیر سوال نبرد، سیاست‌ورزی‌های غلط و ناپخته را به دولت 8ساله احمدی‌نژاد نسبت می‌داد و حال آنکه احمدی‌نژاد نیز مخصوصا در دولت دهم مانند هاشمی و خاتمی و روحانی نگاه خوشبینانه‌ای به آمریکا داشت.
 
جریان مورد اشاره بی‌آن  که آشکارا بر زبان آورد - و یا آن که بخواهد و بداند - نگاه حکیمانه و واقع‌بینانه حضرت امام(ره)  نسبت به ماهیت واقعی آمریکا - شیطان بزرگ- را نفی می‌کرد، چرا که نظر مبارک امام راحل(ره) در ژرفای دل مردم جای داشت و درستی آن طی سی و چند سال اخیر بارها تجربه شده بود. در این هنگام است که یکی از یاران شناخته شده حضرت امام(ره) که ان‌شاءالله دوباره به حلقه یاران آن مراد سفر کرده بازگردد، ادعا می‌کند حضرت امام نیز با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بود! و روزنامه‌های زنجیره‌ای و اصحاب فتنه و برخی از مدعیان اصلاحات- و نه همه اصلاح‌طلبان- صفحه سیاه می‌کنند و حنجره می‌گشایند که بی‌اعتمادی به آمریکا یک «تابو» است! یعنی یک تصور موهوم است که به خیال واهی در اذهان شکل گرفته و خالی از واقعیت است! و لبخندهای مقامات آمریکایی را گواه می‌آورند که مگر نمی‌بینید از روی کار آمدن دولت اعتدال به وجد آمده‌اند! این چرخه در سفر رئیس جمهور محترم به نیویورک و دو اقدام «نابجای» گفت‌وگوی تلفنی ایشان با اوباما و نیز، ملاقات طولانی مدت و بیشتر از انتظار وزیر امور خارجه محترم کشورمان با جان‌کری، سرعت بیشتری می‌گیرد. روزنامه‌های زنجیره‌ای تیتر درشت می‌زنند که تابوی مذاکره با آمریکا شکست! و برخورد مسالمت‌آمیز رئیس جمهور کشورمان با مقامات آمریکایی، جهانیان را آچمز کرد! و... ادعای اوباما که «درخواست ملاقات از جانب روحانی بوده است»! و «ایران تحت فشار تحریم‌ها به مذاکره روی آورده است»! نیز درس‌آموز نمی‌شود و این غفلت و کم‌توجهی تا آنجا پیش می‌رود که دولت محترم بیلبوردهای حاکی از «بی‌صداقتی‌ آمریکا» را از سطح شهر جمع‌آوری می‌کند، پیشنهاد می‌شود در روز 13 آبان، یعنی روز مبارزه با استکبار جهانی شعار مرگ بر آمریکا که تابلو و شناسنامه این روز است، داده نشود و... در این حال و هوا و با ارسال پیشاپیش این پیام‌ها به آمریکا، مذاکرات هسته‌ای ایران و 5+1 ابتدا در نیویورک و سپس در ژنو دنبال می‌شود و سرانجام به توافقنامه ژنو می‌انجامد. توافقنامه‌ای که برخلاف ادعای اولیه - و نه امروز - دولتمردان محترم که آن را بزرگترین توافق قرن! می‌نامیدند، نه فقط در متن و حواشی آن کمترین امتیازی به نفع ایران اسلامی ثبت نشده است بلکه در صورت اجرای کامل، دستاوردهای چالش 10 ساله را - که با خون دانشمندان هسته‌ای کشورمان آمیخته است -  نیز به مرز از دست دادن رسانده است.
 
پیش از این در این‌باره نوشته‌های مستندی داشته‌ایم که اگرچه آن روزها با اخم و ترشرویی‌ و در بسیاری از موارد با ناسزاگویی همراه بود ولی امروزه مسئولان محترم دست‌اندرکار توافقنامه ژنو و حامیان پروپاقرص اولیه آن نیز، به درستی نظر کیهان اذعان دارند که البته موضوع اصلی یادداشت پیش روی نیست و تنها باید گفت؛ اگر این توافقنامه، آن گونه که ادعا می‌شد- و امروزه نمی‌شود یا کمتر می‌شود- به نفع جمهوری اسلامی ایران تهیه و تنظیم شده است، اولا؛ چرا حریف تمامی آنچه را که خطوط قرمز فعالیت هسته‌ای کشورمان می‌دانستیم نفی می‌کند و برای اثبات نظر خود به متن توافقنامه استناد می‌کند؟! ثانیا؛ این چه توافقنامه‌ای است که حریف به شدت نگران نقض احتمالی آن از سوی جمهوری اسلامی ایران است؟ تا آنجا که جان کری وزیر امور خارجه حریف با صراحت اعلام می‌کند، چنانچه توافقنامه ژنو از جانب ایران نقض شود، آمریکا به حمله نظامی دست‌خواهد زد! و اندیشکده بروکینگز در گزارش ویژه خود به کاخ‌سفید می‌نویسد «نقض توافقنامه ژنو بزرگترین کابوس برای آمریکاست»! و...
 
و اما، برخی از دولتمردان محترم- در حاشیه و متن دولت- و شماری از اصحاب فتنه ادعا می‌کردند توافقنامه ژنو، مانع حمله نظامی آمریکا به ایران شده است! و دولت اعتدال با سیاست‌ورزی متفاوت خود و اعتمادسازی در مواجهه با آمریکا که توافقنامه ژنو «شاه‌بیت»! آن است از حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران پیشگیری کرده است! این تصور غلط و تلقی موهوم در حالی بوده و هست که آمریکا نیز برای وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به پذیرش توافقنامه ژنو از اهرم «گزینه‌ نظامی روی میز»! استفاده می‌کرد و با لطایف‌الحیل می‌کوشید از این توپ - به قول حضرت امام(ره) زنگ زده- و شمشیر به گواهی واقعیات موجود، شکسته، به عنوان یک «تهدید جدی»!  بهره بگیرد و اگرچه به گفته اخیر - و البته، کمی دیرهنگام جناب روحانی - «ما از تهدید نمی‌ترسیم» و به قول آقای دکتر ظریف، از فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای خود دست نمی‌کشیم، ولی متأسفانه باید گفت؛ جسارت آمریکا از برخی وادادگی‌ها و پیام‌های خوشبینانه رئیس‌جمهور محترم و شماری از دولتمردان ریشه گرفته است. به عنوان مثال - و فقط یک نمونه از میان بسیارها - در حالی که رئیس‌جمهور محترم کشورمان در حاشیه اجلاس «داووس» و در مصاحبه‌ با تلویزیون سراسری سوئیس، احتمال بازگشایی سفارت آمریکا در ایران را منتفی نمی‌داند و از این طریق برای دولتمردان آمریکایی پیام ‌دوستی! می‌فرستد، جان‌ کری وزیر امور خارجه آمریکا با کمال وقاحت و در همان اجلاس می‌گوید؛ به ایران اجازه غنی‌سازی و بهره‌گیری از راکتور آب سنگین اراک را نمی‌دهیم! و سپس با اشاره به این که ادعای وی بخشی از توافقنامه ژنو است - که متأسفانه هست! - جمهوری اسلامی ایران را به حمله نظامی در صورت نقض توافقنامه، تهدید می‌کند و باز هم در همان اجلاس، برای اولین‌بار و بیرون از برنامه و دستور کار اجلاس داووس و برای دهن‌کجی به ایران اسلامی، به شیمون ‌پرز، رئیس‌جمهور رژیم کودک‌کش صهیونیستی جایزه «روح داووس»! می‌دهند و از «نقش وی در روند صلح»! تقدیر می‌شود!
 
شرح بیشتر این وجیزه به درازا می‌کشد و اما، از رئیس‌جمهور و دولت محترم انتظار می‌رود  از روند چند ماهه اخیر به این نتیجه رسیده باشند که در مذاکرات، مصاحبه‌ها و هرگونه برخورد نظری و عملی با آمریکا، نماینده مردم پاکباخته و ترجمان عزت و اقتدار واقعی و مثال‌زدنی ایران اسلامی باشند که با عرض پوزش در مواردی اینگونه نبوده‌اند و متأسفانه بی‌آن که بخواهند، تصویری آمیخته به ضعف! از ایران مقتدر به نمایش گذارده‌اند. این در حالی است که دیده‌اند و می‌بینند با هر گامی که به عقب برمی‌دارند - و‌یا تصور عقب‌نشینی از آن می‌رود - دشمن چندین گام جلوتر می‌آید و در برابر ایران اسلامی که جرأت عرض اندام نداشت، لاف گزاف می‌زند. مواضع اخیر دکتر روحانی و شماری از دولتمردان ایشان، از جمله وزیر محترم امور خارجه کشورمان، نشان می‌دهد که آنان برخلاف تصور دشمن، پای اصول و ارزش‌های اسلام و انقلاب و منافع مردم و نظام ایستاده‌اند.
 
گفتنی است و تاریخ سی ‌و چند ساله انقلاب گواه آن است که هرگاه از سوی دشمنان بیرونی و یا دنباله‌های داخلی آنها تهدیدی - نظیر جنگ تحمیلی 8 ساله و فتنه آمریکایی - اسرائیلی  88 - در میان بوده است، توده‌های عظیم و چند ده میلیونی مردم پاکباخته و مسلمان این مرز و بوم به حریف کوتاه دست زبان دراز فرصت باج‌خواهی و درازدستی نداده و بازهم نمی‌دهند.
 




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : حسین شریعتمداری، کیهان، ژنو، روحانی، ظریف، غنی سازی،
لینک های مرتبط :



سرکار خانم افخم، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در پاسخ به یکی از خبرنگاران که درباره محتوای مذاکره تلفنی اخیر آقای ظریف و جان‌کری سؤال کرده بود، گفت: «جزئیات مذاکرات ظریف و کری قابل انتشار نیست»! سخنگوی وزارت خارجه همانگونه که از عنوان مسئولیت ایشان برمی‌آید، دیدگاه و سیاست وزارت متبوع خود را بیان کرده است، از این روی در این وجیزه روی سخن با وزارت محترم امور خارجه است که چرا و با کدام توضیح و توجیه منطقی، متن مذاکرات تلفنی میان ظریف و کری را غیرقابل انتشار و محرمانه می‌داند؟ زیرا مفهوم محرمانه بودن مکالمه تلفنی یاد شده آن است که این مذاکره حاوی نکات و مطالبی است که افشای آن می‌تواند به منافع ملی کشورمان آسیب برساند! و مثلاً؛ در ادامه مذاکرات هسته‌ای با 5+1 خلل و خدشه‌ای ایجاد کند، آیا محرمانه بودن مکالمه مورد اشاره می‌تواند علت و دلیل دیگری داشته باشد؟ پاسخ این سؤال به یقین منفی است، بنابراین باید گفت؛
آیا وزارت محترم امور خارجه نگران است که مبادا، علنی کردن آنچه میان ظریف و کری رد و بدل شده است به گوش افراد نامحرم برسد؟ اگر چنین تصوری در میان است، این افراد نامحرم چه کسانی هستند؟! و در صورت اطلاع از متن مذاکره تلفنی، قرار است مطالب - به قول وزارت خارجه- محرمانه آن را برای کدام کانون و مرکز بیگانه و یا افراد و اشخاص نامحرم فاش کنند که وزارت خارجه کشورمان برای پیشگیری از افشای آن، تصمیم گرفته است محتوای این مکالمه ، محرمانه و غیرقابل انتشار بماند! در این‌باره فقط چند احتمال قابل تصور خواهد بود.

1- وزارت خارجه نگران است مبادا متن مذاکره به گوش جاسوسان حریف برسد! این احتمال از پایه و اساس باطل است چرا که مطابق این فرضیه، جاسوسان حریف در نهایت تلاش خواهند کرد متن مذاکره را به گوش دشمن برسانند. و این در حالی است که بلندپایه‌ترین مقام حریف یعنی وزیر خارجه آمریکا از محتوای مذاکره با خبر است زیرا خود او طرف مذاکره تلفنی بوده است!
2- ممکن است گفته شود آقای ظریف در مکالمه تلفنی با جان کری مطالبی را مطرح کرده است که نمی‌خواهد به گوش برخی از همپیمانان آمریکا برسد و یا جان ‌کری به نکاتی اشاره داشته که ترجیح می‌دهد سایر همپیمانان کشور متبوعش از آن باخبر نباشند! این احتمال نیز کمترین توجیه منطقی و پایه و اساس عقلایی ندارد. چرا که یکی از اصلی‌ترین همپیمانان آمریکا، رژیم کودک‌کش و جعلی اسرائیل است و مقامات رسمی و بلندپایه آمریکا- از جمله جان‌کری- بارها به صراحت اعلام کرده و در عمل نشان داده‌اند که هیچ نکته و مسئله مربوط به مذاکره هسته‌ای با ایران را نه فقط از دولتمردان رژیم صهیونیستی پنهان نمی‌کنند بلکه قبل از هر مذاکره درباره آنچه قرار است مطرح کنند با مقامات رژیم اشغالگر قدس رایزنی کرده و رضایت آنان را جلب می‌کنند و بعد از هر مذاکره نیز به تل‌آویو رفته و آنچه مطرح کرده‌اند را با دولتمردان رژیم جعلی اسرائیل در میان می‌گذارند. آیا غیر از این است؟! و آیا تأسف‌آور نیست، جناب آقای ظریف وزیر خارجه محترم کشورمان، از این نکته بدیهی که ابتدایی‌ترین الفبای دیپلماسی است بی‌خبر باشند!

3- ممکن است منظور و مقصود وزارت خارجه کشورمان از محرمانه دانستن این مکالمه، پنهان کردن متن مذاکره از سایر کشورهای گروه 5+1 باشد! که در این صورت باید پرسید؛ آیا تصور می‌کنید، آمریکا در مذاکره و تعامل! با ایران، منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را به منافع همپیمانان اروپایی خود، یعنی انگلیس و فرانسه و آلمان ترجیح می‌دهد؟! اگر چنین نیست - که هرگز نیست- محرمانه دانستن متن مذاکره تلفنی یاد شده برای چیست؟!

4- شاید مقصود وزارت محترم امور خارجه، پنهان داشتن محتوای مذاکره تلفنی از نگاه دو عضو دیگر گروه 5+1 یعنی روسیه و چین باشد که باید گفت؛



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : کری، شریعتمداری، تماس تلفنی، ظریف، جاسوس،
لینک های مرتبط :

ادامۀ سخنرانی تحلیلی ترجمه ای دکتر زیباکلام دربارۀ توافقنامۀ ژنو

...



پرداخت بدهی‌های ایران به سازمان ملل از طریق بدهی‌های آزاد شده
 
همه شماها می‌دانید که همه کشورها باید به سازمان ملل و سازمان‌های وابسته به آن مثل یونسکو  و یونیدو، ایکائو و.... باید حق عضویت بدهند. 50 هزار دلار، 100 هزار دلار و هر کشوری هر چقدر تعهد کرده . قرار است یک بخشی از دلارهای نفتی ما را این کانال بردارد و بابت بدهی‌های ما به سازمان ملل می‌دهد. [خنده حضار] 
 
می‌خندید؟ واقعاً از بسیج دانشجوئی بعید است. به جای این که چراغ‌ها را خاموش کنید و دستمال کاغذی را دور بگردانید، می‌خندید؟ [خنده شدیدتر حضار]
 
Direct tuition payment to universities and colleges for Iranian students studying abroad up to an agreed amount.
باز agreed amount.    agreed amount یعنی چقدر؟ همین طوری یک چیزی؟ نه، توافق شده. پس چرا در توافق‌نامه نیامده؟ لابد پس یک جای دیگری....
 
بعد هم دانشجویانی که ما در فرانسه، انگلستان، به‌خصوص در امریکا و کانادا داریم، یا از آن طرف بورس گرفته‌اند یا از این طرف مثلاً بورس وزارت علوم شده‌اند و مشکل خاصی ندارند. خیلی‌ها هم این نوع سوم هستند و بچه‌هائی هستند که باز با راهنمائی افرادی به آن طرف رفته‌اند و به اندازه یک ترم، فرش زیر پایشان را هم فروخته‌اند و از ترم 2 به بعد انواع بورس‌ها، از حذف شهریه بگیرید تا بورس کامل. اکثر ایرانی‌ها الان دارند با این شیوه‌ها درس می‌خوانند، آن وقت بخشی از درآمدهای نفتی بلوکه شده ایران باید کانال بشود و برود آنجا.
 
آن خطوط هواپیمائی را که قرار است قطعاتشان جایگزین شود گفتم؟ یک پاورقی دارد که یک تکه خیلی مهم دارد. من راجع به اصل این ماده صحبت نکردم، هر چند بحث در باره این موضوع که نقش شرکت‌های هواپیمائی در اقتصاد، تحارت، فرهنگ و تمدن ما جقدر است، بسیار مهم است. این بحث بماند. پاورقی‌اش را نگاه کنید. دوستان پاورقی 6 را ملاحظه کنند.
 
Sanction relief could involve any non-designation Iranian Airlines as well as Iran Air.
 
آن رفع تحریم‌ها هر خطوط هوائی ایرانی مشخص ناشده و نیزایران ایر است. چه خطوط ایرانی نامشخص‌شده‌ای غیر از ایران ایر قرار است از این امکانات، از این عواید دولتی و از این بیت‌المال استفاده کنند؟ شما می‌دانید؟ ولی بروید به سراغش، چون مهم هستند.
 
 
Elements of the final step of a comprehensive solution
 
بخش چهارم این توافق‌نامه عبارت از گام نهایی راه‌حل جامع. این خیلی مهم است. فوق‌العاده مهم است، برای این که ظرف شش ماه آینده جدای کارهایی که از ناحیه ما قرار است انجام شوند و هم پول خرده‌هایی که به ما می‌دهند، ظرف این شش ماه باید مذاکرات برای راه‌حل نهایی انجام شود. خیلی مهم است. این یک first step است. در مطالبی که برای عرضه داریم، اگر مجال پیدا کنیم خواهم گفت این توافق‌نامه is nearly a first step. این جمله را صد بار از زبان اوباما، جان کری و افراد مختلف خوانده‌ام. 
 
This is nearly just a first step.
 
این حراج است. اصل ماجرا هنوز مانده، این دُمش است. صفحه پنج را ببینید. اقلام مختلفی داریم.
 
سومی هست:
 
Comprehensively lift UN Security Council, multilateral and national nuclear-related 
         sanctions, including steps on access in areas of trade, technology, finance, and energy, on 
         a schedule to be agreed upon.
 
این بخشی از آن برنامه جامع است که تحریم‌های چندجانبه شورای امنیت ملی که هر کشوری به‌طور انفرادی اعمال کرده است، مثل خود امریکا، برداشته شدن اینها Comprehensively lift شامل حوزه‌های تجارت، فناوری، مالی و انرژی می‌شود. این بخش‌اش مهم است. مطابق یک برنامه زمان‌بندی شده مورد توافق. یعنی همین جوری برداشته نمی‌شود. یک برنامه زمان‌بندی طولانی را به‌ خود اختصاص خواهد داد. 
 
Involve a mutually defined enrichment programme with mutually agreed parameters 
         consistent with practical needs, with agreed limits on scope and level of enrichment 
          activities, capacity, where it is carried out, and stocks of enriched uranium, for a period to 
          be agreed upon.
 
این راه‌حل جامع، این پایان‌گیری جامع ماجرا مشتمل است بر یک برنامه غنی‌سازی متقابلاً تعریف‌شده با شاخص‌های متقابلاً توافق‌شده، ملازم و همساز با نیازهای عملی، محدودیت‌های باز هم توافق‌شده راجع به گستره آن، سطح غنی‌سازی، ظرفیت و این در کجا عملی شود و اورانیوم غنی‌شده در کجا نگهداری شود.
 
روشن است که اینها یعنی چه؟ برنامه غنی‌سازی ایران باید متقابلاً توافق شود. باید شاخصه‌های آن متقابلاً مورد توافق قرار بگیرد و با نیازهای عملی ایران همخوانی داشته باشد. گستره، حدود و سطح فعالیت‌های غنی‌سازی هم همین طور. تمام فعالیت‌های شما تمام جنبه‌هایش باید مورد توافق قرار بگیرد. مورد توافق یعنی چه؟ یک طرف قضیه که ایران است و می‌گوید ما می‌خواهیم تا این در صد و این میزان غنی‌سازی کنیم. این که روشن است. to be agreed، می‌دانید یعنی چه؟ یعنی ما باید راجع به تک‌تک اینها اظهارنظر و آنها را قبول کنیم. اگر قبول نکنیم، روشن است.
 
بند بعدی:
Fully resolve concerns related to the reactor at Arak, designated by the IAEA as the IR-40. 
          No reprocessing or construction of a facility capable of reprocessing.
 
این فوق‌العاده است. یک بار دیگر هم داشتیم و از آن نکاتی است که جای بررسی دارد و عجالتاً نتوانستم برای جلسه امشب مطلب قابل ارائه‌ای بیاورم. به آدم‌های زیادی که موقعیت‌های مناسبی داشتند و دارند متوسل شدم، ولی متأسفانه نمی‌دانستند. وقتی هم که سئوال می‌کردم تعجب هم می‌کردند. سئوال را که مطرح می‌کردم می‌زدند زیر خنده که فلانی یعنی چه؟ این چرا اینجا آمده است؟ هیچ بازفرآوری‌ای و ساخت تسهیلات قادر به بازفرآوری امکان‌پذیر نیست.
 
بعدی:
 
Fully implement the agreed transparency measures and enhanced monitoring. Ratify and 
          implement the Additional Protocol, consistent with the respective roles of the President 
       and the Majlis (Iranian parliament). 
 
ببینید! هم رئیس‌جمهور شما و هم مجلس شما در جاهایی که باید دخالت کنند و تصویب را انجام بدهند، باید پروتکل جدید Additional Protocol به امضای آنها برسد.
 
قدم بعدی:
 
Include international civil nuclear cooperation, including among others, on acquiring 
          modern light water power and research reactors and associated equipment, and the supply 
          of modern nuclear fuel as well as agreed R&D practices.
 
اگر می‌خواهید عرصه فعالیت‌های آتی هسته‌ای ایران را بدانید، این فراز را نه یک بار که چند بار با دقت بخوانید. سخنرانی‌های داخلی را رها کنید. آنها معلوم است برای چه اهدافی ابراز می‌شوند. باید هم بشود، اما شما به عنوان قشر فرهیخته جامعه این فراز آخر توافق‌نامه را که در واقع فراز آخر راه‌حل جامع هم هست با دقت مطالعه کنید. یعنی سر و ته فعالیت‌های هسته‌ای ایران را دارد برای شما بیان می‌کند. 
 
acquiring 
          modern light water power and research reactors and associated equipment, and the supply 
          of modern nuclear fuel as well as agreed R&D practices.
Following successful implementation of the final step of the comprehensive solution for its full 
duration, the Iranian nuclear programme will be treated in the same manner as that of any non-nuclear 
weapon state party to the NPT.
 
رآکتورهای پژوهشی آب سبک، رآکتورهای قدرتی آب سبک و ابزار مربوطه‌شان و تدارک سوخت هسته‌ای مدرن ـ‌نمی‌گوید اورانیوم غنی‌شده، می‌گوید modern nuclear fuel و به‌علاوه شیوه‌های R&d توافق‌شده.
 
وقتی انسان این توافق‌نامه را با دقت مرور می‌کند و چندین و چند جا با چیزی به نام agreed amount، به‌خصوص در آنجایی که قرار است بخشی از عواید دارایی‌ها بلوکه شده حدوداً 100 میلیاردی که مبلغ قابل توجهی است، به کانال خاصی برود agreed amount ذکر نمی‌شود. 
 
من با چند تن از افراد مطلع صحبت کردم و پرسیدم: «شما فکر می‌کنید توافق‌نامه فقط همین است؟» پاسخ دادند: «بله». گفتم: «در چندین جا آمده است agreed amount و چیزهای توافق‌شده دیگر. چیزهایی توافق‌شده نمی‌تواند شفاهی بماند. نمی‌تواند پشت یک گفتگوی تلفنی یا پیامک رد و بدل شود. قطعاً باید در جایی ثبت شود». این را برای برخی از دوستان و افراد مطلع در این زمینه‌ها مطرح کردم، گفتند: «راست می‌گویی». دنبال قضیه رفتند و معلوم شد یک توافق‌نامه تفصیلی مهم دیگری وجود دارد و این توافق‌نامه مادر است، یعنی به تعبیری فقط کلیات در آن آمده و آن توافق‌نامه تا به امروز در هیچ جایی منعکس نشده است. اسرائیلی‌ها، امریکایی‌ها و اروپایی‌ها از آن خبر دارند، ولی من و شما خبر نداریم.
 
در همین مسیر حرکت کردم و با همکاری بعضی از دوستان به یک بیانیه که کاخ سفید امریکا منتشر کرده و مقادیر زیادی از آن agreed amountها در این است، آن هم مفصل. وقتی این درآمد، بلافاصله عزیزان و امین‌های ما اعلام کردند این یک تفسیر از توافق‌نامه است. بدون هیچ توضیحی فقط سریع این را می‌خوانم و شما فقط همراه من یک سئوال داشته باشید که آیا اینها تفسیر هستند؟
 
ایران متعهد شده است که پیشرفت هسته‌ای خود را متوقف کند
 
ایران متعهد شده است که غنی‌سازی بالای 5% را متوقف کند. با این که وقتمان خیلی کم است و به چیزهایی نخواهیم رسید، انگلیسی‌اش را می‌خوانم. اجازه بدهید برای این که من از این میان برخیزم و شما باشید و این چیزها که گفته می‌شود تفسیر است. عین انگلیسی‌اش را بخوانم، چون فارسی‌ها ممکن است متفاوت باشد. 
 
Halt all enrichments above 5% and dismounted the technical connections required to enrich above 5%.
اینها تفسیرند! توقف تمام غنی‌سازی بالای 5% و اضمحلال تمام ارتباطات و اتصالات فنی لازم برای غنی‌سازی بالای 5%. اینها تفسیر هستند! من هم که رشته‌ام تفسیر است! اینها هم جزو رشته من هستند! ای داد بیداد! خواهش کرده بودم این متن پخش شود، ولی می‌گویند متأسفانه امکانش نیست.
 
Iran has committed
 
ایران متعهد شده ـ‌دوستان خوب توجه کنیدـ ایران متعهد شده است تمام انبارهای اورانیوم نزدیک به 20% غنی‌شده را خنثی کند:
 
به زیر 5% رقیق کند یا آنها را تغییر بدهد، به‌طوری که دیگر امکان این که اورانیوم نزدیک به 20% غنی‌سازی شوند وجود نداشته باشد. اینها تفسیر هستند! اینها مطالب تفسیری‌اند.
 
ایران متعهد می‌شود پیشرفت در ظرفیت غنی‌سازی خود را متوقف کند.
 
Iran has committed to halt progress on its enrichment capacity.
 
سئوالات اول یادتان هست که ما مستدل چه‌ها کردیم، همه حقوق ملت را احراز کردیم، غنی‌سازی سر جایشان هستند. آن سئوالات که خاطرتان هست. حالا برای این که ثابت شود ایران متعهد شده است پیشرفت در زمینه غنی‌سازی را متوقف کند، اجزایش اینهاست. از نصب سانتریفیوژهایی از هر نوع خودداری کند. به اینها می‌گویند تفسیر! این هم یک مدل است و ما که در حوزه هرمنوتیک، فلسفه علم، روش‌شناسی و... کار می‌کنیم باید اینها را هم اضافه کنیم که انواعی از تفاسیر هستند. برای تفریح و انبساط خاطر بد نیست که اینها را هم در پاورقی اضافه کنیم.
 
Not install…
 
هیچ‌ یک از سانتریفیوژهای نسل بعدی برای غنی‌سازی اورانیوم نه نصب و نه به کار گرفته شوند. 



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : سعیدزیباکلام، توافقنامه ژنو، غنی سازی اورانیوم، وزارت خارجه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 دی 1392 :: نویسنده : alireza mobarez

رهبر معظم انقلاب:منطق حسینی یعنی نترسیدن از مرگ



افسران - منطق حسینی


اربعین حسینی بر زینبیون مکتب حسینی تسلیت
باد





نوع مطلب : درس هیأت، معرفت ولایی، 
برچسب ها : رهبرانقلاب، منطق حسین، مرگ، اربعین حسینی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 دی 1392 :: نویسنده : alireza mobarez

تحلیل محتوای جزء به جزء توافق نامۀ ژنو توسط دکتر زیباکلام:


بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله(ص). با عرض سلام خدمت جمیع دوستان، برادران و عزیزان دانشجو و دانش‌پژوه دانشگاه امام صادق(ع).
 
 
عنوان سخنرانی امروز ما این طور که پیشنهاد شده بود این بود که «برای چه مقاومت می‌کردیم؟» اما من پس از بررسی‌های کم و بیش مفصلی که بر توافق‌نامه و مطالب دیگر توانستم انجام بدهم احساس کردم عنوان دیگری می‌تواند بسیار مناسب‌تر باشد و به نظرم آمد این عنوان برای بحث تحلیلی امشب شاید مناسب‌تر است. باشد که: «به کجا چنین شتابان؟» در این تحلیل می‌خواهم تلاش کنم زمینه‌ای فراهم شود تا بهتر بتوانیم در تأملات و ارزیابی‌هایمان به همه یا برخی از پرسش‌های مهم و مبنایی زیر پاسخ بدهیم.
 
امیدوارم این برنامه مقدمه کارگاه‌گونه‌ای باشد برای اندیشه‌ورزی بومی یا دینی اما نظریه‌سازی، مفهوم‌سازی و علم دینی‌سازی به معنای غیر افسانه‌ای.
 
برویم سراغ سئوالاتمان و بعد هم تحلیل توافق‌نامه.
 
آیا منطق قوی و مستدل دیپلماسی جدید ایران است که قدرت‌های استکباری غربی به‌ویژه امریکا را مجاب و مجبور به عقب‌نشینی و تجدید نظر در باج‌خواهی‌هایشان کرده است؟ آیا به‌راستی همان طور که آقای رئیس‌جمهور محترم قائلند در نتیجه ابتکارات ایران اسلامی و استقامت ملت بزرگ ایران قدرت‌های بزرگ به این نتیجه رسیده‌اند که تحریم و فشار راه به جایی نخواهد برد و برای کسب توافق راهی جز احترام متقابل و مذاکره توانمند وجود ندارد؟ آیا به‌راستی این طور است؟
 
به همان ترتیب و به نقل از همان شخصیت محترم مملکتی، آیا به‌راستی فرزندان انقلابی توانستند در مذاکراتی دشوار و پیچیده حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه‌های بین‌المللی اثبات کنند؟
 
نیز آیا به‌راستی توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام با ارائه منطقی و مستدل مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی جهان قدرت‌های بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فرا خواند؟ به عبارت دیگر رعایت همه اصول و خطوط قرمز، اما از آن جهت به‌طور منطقی و مستدل ایران ابراز شده، قدرت‌های جهان را به احترام به حقوق ملت ایران فرا خوانده، مجاب و وادار کرده است؟
 
آیا اینک با این گام نخست ـ‌یعنی همین توافق‌نامه ژنوـ حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران مورد اذعان قدرت‌های جهانی که سال‌ها سعی بر انکار آن داشته‌اند، قرار گرفته و راه برای گام‌های بلند بعدی و حراست از پیشرفت‌های فنی و اقتصادی کشور گشوده شده است؟ آیا این اتفاق افتاده است؟
 
روشن است که باز هم نقل قول‌ها از ریاست محترم جمهوری است. آیا دستاوردهای قطعی این توافق‌ اولیه به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای ایران و حراست از دستاوردهای هسته‌ای فرزندان این مرز و بوم است؟ آیا همان طور که وزیر محترم امور خارجه در مجلس شورای اسلامی گزارش دادند، آنچه در متن آمده است بهره‌برداری کامل ایران از حقوق خود طبق معاهده است؟ این اتفاق افتاده است؟ آیا بدان گونه که وزیر امور خارجه در نشست خبری با خبرنگاران ایران پس از نیل به توافق در ژنو گفته است، در قسمت اهداف و قسمت گام نهایی سند توافق حق غنی‌سازی ایران به رسمیت شناخته شده است؟
 
حق غنی‌سازی ایران به رسمیت شناخته شده است؟
 
نیز همان طور که وزیر امور خارجه در همان نشست خبری گفته است، آیا به‌راستی حق غنی‌سازی ایران هم در عمل و هم در گفتار در دو جای متن به رسمیت شناخته شده است؟
 
نیز موافق مدعای وی آیا بر اساس این توافق ساختار برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به‌طور کامل حفظ می‌شود؟ و هیچ عقبگردی وجود ندارد؟ و غنی‌سازی ادامه می‌یابد؟
 
نیز موافق مدعای وی آیا تحریم نفتی ایران متوقف می‌شود و درآمدهای نفتی آزاد خواهند شد؟
 
آیا مناقشات نسبتاً تند میان ظریف و کری، وزیر امور خارجه امریکا در باره حق غنی‌سازی صرفاً نزاعی زرگری و معطوف به مخاطبان هر یک از ایشان است؟ آیا اظهارات هر دو نفر جنگ زرگری است و برای مصرف داخلی طراحی شده است؟ آیا به‌راستی با این توافق یک فرصت تاریخی برای امریکا و غرب فراهم شده است تا اعتماد ملت ایران را برای خود فراهم کنند؟ آیا در این توافق‌نامه زمینه‌ای برای اعتمادسازی از سوی غربیان فراهم شده است؟ امریکا به طور اخص در این مذاکرات به دنبال چه اهداف راهبردی‌ای بوده و تا چه میزان در نیل به این اهداف موفقیت کسب کرده است؟ چرا نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی این توافق‌نامه را یک اشتباه تاریخی می‌خواند؟ چرا وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی قائل است که: «این توافق‌نامه بدون تردید حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم را به رسمیت می‌شناسد؟» آیا یکی از اهداف این اظهارات افزایش هر چه بیشتر و بنیانی‌تر خواسته‌ها و مطالبات امریکایی‌ها در مذاکرات آتی نیست؟ به‌راستی چرا از ابتدای این مذاکرات وزیر امور خارجه ایران و دستیارانش همواره بر محرمانه ماندن آن اصرار و تأکید می‌کردند. چرا؟
 
چرا هیچ‌گاه هیچ یک از طرف‌های مذاکراتی ما و به‌ویژه خود امریکایی‌ها اصرار یا تأکیدی بر محرمانه ماندن مذاکرات نداشته‌اند؟ آیا سند منتشر شده توسط مقامات امین دولت و ملت ایران تنها سند مذاکره و موافقت شده است؟ آیا به‌راستی سازمان تحریم‌ها یا رژیم تحریم ترک برداشته است؟ 
 
و بالاخره آیا به‌راستی این توافق‌نامه را می‌توان موفقیت محسوب کرد؟
 
برای این که بتوانیم قدری زمینه‌ای را فراهم کنیم که بتوانیم به این سئوال‌ها بهتر پاسخ بدهیم و اگرنه به همه آنها دست‌کم به پاره‌ای از، ناگزیریم به سراغ توافق‌نامه برویم و آن را به‌طور دقیق و بند به بند بررسی کنیم.
 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : توافقنامۀ ژنو، دکتر زیباکلام، مقاومت، ظریف، هسته ای،
لینک های مرتبط :

بن باز،دشمن امیرالمؤمنین(ع) و مفتی اعظم آتش افروزان وهابی

یک دشمن اهل بیت(ع) چه شکل و شمایلی دارد؟ یک وهابی تکفیری چگونه فکر می‌کند؟ چگونه برخی در لباس دین بدترین خیانت‌ها را به اسلام انجام می‌دهند؟
  یكی از علمای وهابیت كه نقش مهمی در احیای تفکرات، ابن­ تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزیه و محمدبن عبدالوهاب داشته ، عبدالعزیز بن باز است كه نزد وهابیان به مفتی اعظم مشهور است برای اینكه بیشتر با او آشنا شویم زندگی‌نامه، فعالیت‌ها، فتواها ‌و تفكرات او را مرور می­كنیم.
 


عبدالعزیز بن عبدالله بن عبدالرحمن بن محمد بن عبدالله بن باز در بیست و یکم نوامبر ۱۹۱۰ میلادی برابر با چهاردهم ذوالحجّه ۱۳۳۰هجری قمری در شهر ریاض عربستان سعودی به دنیا آمد. در سال ۱۹۱۳میلادی پدرش باز بن عبدالله و در سال ۱۹۲۱مادرش حفصه بنت سمیح درگذشت. در ۱۹۳۶ عبدالعزیز ابن باز بینایی خود را از دست داد.

 مهم‌ترین استادان او در اصول، فقه و ادبیات عرب، محمود بن ابراهیم بن عبدالطیف الشیخ، محمد بن عبدالطیف بن حسن الشیخ، سعد بن محمد بن عتیق القاضی، حامد بن فارص بودند. وی در محضر سعد بخاری تجوید قرآن را آموخت.
 


بن باز بعداز مدتی قرآن را حفظ كرده و نزد سعد وقاص بخاری، تجوید قرآن را آموخت و علوم شریعت را از مشاهیر علمای نجد مانند؛شیخ محمد بن عبدالطیف بن حسن الشیخ، شیخ صالح بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن­حسین آل الشیخ، الشیخ سعد بن حمد آل الشیخ، فرا گرفت كه بیشترین استفاده علمی را از محمود بن ابراهیم بن عبدالطیف الشیخ، برده است.

بن باز كه صرف شاگردی نزد اساتید را یك نوع فریب نفس می‌دانست، عزم خود را راسخ كرده و تلاش تحقیقی خود را از مهمترین كتب اهل سنت با جدیت تمام ادامه داد تا اینكه در علوم شریعت، متن حدیث، سند و بحث توحید طبق شیوه سلف و فقه حنبلی به چنان نبوغی رسید كه از مشهورترین علماء حنفی بشمار رفت.

فعالیت‌های مهمّ بن باز
 بن باز دارای مسئولیت ها و مناصب حکومتی مختلفی بوده است که برخی از آنان عبارتنند از :
  •  قضاوت در منطقه «الخرج » به مدت 14 سال و چند ماه بین سالهای 1357تا 1371ق که زمان تعیین وی به قضاوت جمادی الاخر سال 1357ق بوده است.
  •  تدریس در دانشکده و آکادمی علوم ریاض از سال 1372ق تا سال 1380ق در علوم فقه توحید وحدیث .
  •  نایب رئیس دانشگاه اسلامی مدینه منوره از سال 1381ق تا سال 1390ق
  •  ریاست دانشگاه اسلامی مدینه از سال 1390ق تا 1395ق بعد از وفات رئیس دانشگاه شیخ محمد بن ابراهیم آل الشیخ در رمضان 1389 ق
  •  رئیس کل ادارات پِژوهشهای علمی وفتوا و تبلیغ و ارشاد توسط حکم پادشاه در تاریخ 14/10/1395 ق که این منصب تا سال 1414 ق ادامه داشت. گفتنی است که این منصب هم رتبه ی وزیر است.
  •  مفتی اعظم عربستان و رئیس هئیت بزرگان علماء اسلامی و رئیس اداره پِژهشهای زیادی را هم در مجالس علمی و اسلامی دیگری داشته است که عبارتند از:



ادامه مطلب


نوع مطلب : علمی، سیاسی، 
برچسب ها : بن باز، مفتی وهابیت، شیعه، امیرالمومنین(ع)،
لینک های مرتبط :

حجاریان،عماد افروغ و ناقوس دیکتاتوری جدید

به گزارش مشرق،
در پی اظهارات اخیر «سعید حجاریان» مبنی بر اینکه دولت باید اختیار انحلال مجلس را داشته باشد، فردا گفت و گویی را با دکتر عماد افروغ استاد دانشگاه انجام داده که مشروح آن در پی می آید.


تئوری سازی در فضای سیاسی کشور از جمله راهبردهای جناح لیبرال در ایران برای بقا در فضای سیاسی است. سعید حجاریان یکی از چهره‌های سیاسی این جناح است که با مطرح کردن یکطرفه تئوری‌هایی شاذ خود را به عنوان تئوریسین مطرح کرده است. متاسفانه ضعف عمده تمام به اصطلاح روشنفکران ایرانی، این است که آنها صاحب هیچ تئوری و نظریه‌ای نیستند و آنچه می‌گویند نظرات فلاسفه و اندیشمندان غربی است و حجاریان نیز از این مساله مستثنا نیست.

حجاریان اخیرا طی اظهار نظری بیان داشته است که با توجه به اختلافاتی که در سطوح پایینی مجلس و دولت وجود دارد باید قانون اساسی را تغییر داد و به گونه‌ای از نو قانون اساسی جدیدی تدوین کرد که دولت اختیار انحلال مجلس را داشته باشد. این سخنان واکنش‌های بسیاری را در بر داشت و یکی از مقامات دولتی نیز این سخنان را خطری برای دولت یازدهم نامید.

درباره علت و ریشه مطرح شدن چنین سخنانی با عماد افروغ، استاد دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می توانید خواننده این مصاحبه باشید.

مستحضر هستید که آقای حجاریان در صحبت هایی به تغییر قانون اساسی و باز شدن دست دولت در انحلال مجلس در این قانون اشاره کرده است، شما ریشه و علت اینچنین اظهار نظرهایی را چه می دانید؟

من از طریق یک پیامک متوجه این مساله شدم که چنین حرفی زده شده است و ظاهراً پیشنهاد ایشان این بوده که اگر قرار است قانون اساسی تغییر کند، بهتر است این را نیز در نظر بگیریم که قوه مجریه بتواند قوه مقننه را منحل کند. واقع این است که من خیلی نگران شدم و بینشی دیکتاتور مآبانه برایم تداعی شد. البته من نسبت به استماع این گونه مواضع، تفکرات و نگرش‌ها بی سابقه نیستم. در کل بنده دو بار ناقوس دیکتاتوری جدید را به صدا در آورده ام و هم اکنون باید سومی آن را به صدا در آورد. یک بار در زمانی که در دوره دوم خرداد بین قوه مقننه و مجریه یک هماهنگی کامل و مطلق ایجاد شد و یک بار هم مربوط به زمانی است که به نظر می رسید دولت نهم همسو و هم جهت با مجلس هفتم شکل بگیرد. این احساس با تلاش عده ای از نمایندگان مجلس که می کوشیدند با حمایت ها و دخالت های قوه مجریه، کاملاً با آن هم نوا باشند، تأیید و تقویت شد. در ابتدای شکل گیری دولت نهم، این خطر را طی مقاله ای گوشزد کردم.

اما خطر مرتبه سوم با این اظهار نظر به مراتب بیش تر و دیکتاتور مآبانه تر از موارد قبلی است. زیرا در آن دو مورد قبلی، عده ای به طور طبیعی می خواستند که در چارچوب قانون اساسی و با استفاده از همین فرایندهای قانونی، یک هماهنگی نسبتا مطلقی ایجاد کنند. اما هیچ کدام حرفی از تغییر قانون اساسی به میان نیاوردند، آنهم تغییری که مخل و مغایر با تفکیک قوا در جهت افزایش اختیارات دولت و کاهش اختیارات مجلس است. اصل تفکیک قوا یا به تعبیر قانون اساسی استقلال قوا، یک روح دارد و روح آن این است که قوه مجریه، مجری مصوبات خودش نباشد، بلکه مجری مصوباتی باشد که توسط نمایندگان ملت وضع و با نظارت این نمایندگان اجرا می شود.

اصل تفکیک قوا با تفوق قوه مقننه، برخاسته از این تجربه تاریخی بشر است که خطر دیکتاتوری، به دلیل امکانات و فرصت های در اختیار و قدرت امر و نهی و به کارگیری اهرم های زور، همواره در بخش اجرایی کشور بیش تر احساس می شده است و عملاً هم این دیکتاتوری ها رخ داده است. تاریخ ما هم از این قاعده و این تجربه تاریخی مستثنا نبوده و مؤید همین نکته است.

این پیشنهاد، که هم خلاف قانون اساسی است و هم خلاف اصل تفکیک قواست، تنها می تواند از یک ذهنیت دیکتاتور مآبانه نشأت بگیرد. اتفاقاً در زمان دوم خرداد وقتی عده ای از همین افراد با سابقه فعالیت های امنیتی، به اصطلاح علمدار شعارهایی مثل توسعه سیاسی و جامعه مدنی شدند، بنده یک مصاحبه ای کردم با این مضمون که نمی توانم به خودم بقبولانم که نیروهای امنیتی منادی و مدافع جامعه مدنی بشوند، این با سابقه و صبغه جایگاهی و ساختاری آنها جور در نمی آید.

حالا به نظر می رسد که صادقانه آن گرایشات مکنون و پنهان و محتملاً مغفول، عیان و آشکار شده باشد. من این را به فال نیک می گیرم. درواقع این نشان می‌دهد که حدس ما درست بوده است که در کل این نیروها به دلیل تجربه و سابقه عملکردی‌شان نمی‌توانند مدافع حقوق شهروندی، توسعه سیاسی، جامعه مدنی و نظارت مردم از طریق قوه مقننه و سایر نهادهای مدنی باشند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : حجاریان، سیاسی، افروغ، مشرق، قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی،
لینک های مرتبط :

بی تفاوت ماندن،گناهی جبران ناپذیر!!




اکنون می‌دانید چرا وقتی در برابر تربت پاک شهدا می‌ایستیم عرض می‌کنیم: «یا لیتنا کنّا معکم فَنَفُوزَ فوزاً عظیما»؟ چون از یک طرف به نعمت بزرگ، یعنی وجود امام، پیشوا و رهبری که تا پیوستگی به خدا، مقام و منزلت بیت وحی خدا قابل اعتماد است، دسترسی داشتند. و همین طور این لیاقت را می‌بینیم که چطور این انسان‌های پاک لیاقت داشتند به دنبال چنین امامی بروند؟! همان طورکه مکرر شنیده‌اید این لیاقت به صورت خاص در یک انسان موفق دیگر در روز عاشورا و در آن شرایط سهمگین روی آورد و او، حربن یزید ریاحی است.

می‌گویند: شما یا حسین یا حسین این مردم را که از صمیم قلب در این ایام حسین حسین می‌گویند، بی‌ارزش می‌دانید؟ می‌گویم هرگز، باارزش است. دروغ می‌دانید؟ هرگز، بیشتر کسانی را که من می‌شناسم در آن ایام با سوز جگر یا حسین یا حسین می‌گویند، راستی یا حسین می‌گویند. من شکی در این ندارم. اما می‌گویم به این اکتفا نکنیم. این را حد نصاب ندانید، این را غیر قابل انتقاد ندانیم. درست مانند عاطفه پاک آن مادری که بچه‌ها را لوس و ننر بار می‌آورد. عاطفه است، راستی هم عاطفه است. اما در حد نصاب نیست! قابل انتقاد هست! زیان بخش هست! هیچ منافاتی ندارد. 


من تعجب می‌کنم از دسته‌ای که یک بامشان دو هوا دارد، سؤال است که چرا تعجب می‌کنی؟ چون بام‌های ما عموماً دو هوا و چند هوا دارد! زمانی در برابر آینه تمام نمای حقیقت قرار می‌گیرم، تعجب می‌کنم. ولی وقتی سراغ واقعیت‌ها می‌آیم حق با شماست، تعجبی ندارد. وقتی کسانی را که علی علی می‌گویند و دهان آن‌ها کف می‌کند و بی‌حال می‌شوند را می‌بینند از آن‌ها انتقاد می‌کنند. می‌گویند: آقا اگر تو راستی علی دوست هستی، چرا چنین و چرا چنان می‌کنی؟! اما همان‌ها وقتی به یا حسین یا حسین برخورد می‌کنند اصلاً یادشان می‌رود. این جا دیگر از ضابطه‌های انتقادی خبری نیست و حال آن که ضابطه‌های حق و حقیقت عام و کلی است، شامل همه است. همه آن‌هایی که با صمیمیت یا حسین یا حسین می‌گویند و همه آن‌هایی که با صمیمیت یا علی یا علی می‌گویند، در این صمیمیت شکی نیست و بر این که ازاین نظر و مطلب باید حقش شناخته شود تردیدی نیست. در این هم شکی نیست که ولایت علی(ع) و اهل بیت پیغمبر (ص) ممکن است درست مانند مهرِ آن مادرِ دلسوزِ، بچه را لوس و نُنُر تربیت کند، در این حالت با همه پاکی‌اش مضر است و ممکن است مانند عاطفه و مهر مادرِ هوشمند روشن بین درآید،درآن موقع است که هم سخت وهم مفیداست وهم پرارزش. 

سؤال می‌کنند: آیا واقعاً همه افرادی که در کشورهای بودایی پای مجسمه بودا نیایش می‌کنند، گریه و زاری و کرنش می‌کنند، این عمل‌ها و نیایش‌ها مگر از صمیم قلب آن‌ها نیست؟ مگر از صمیم جان‌شان ریشه نگرفته است؟ ولی آیا طبق منطق اسلام، صِرف این که این نیایش از صمیم قلب برمی‌خیزد، کافی است که بگویید پس بودایی را هم به راه خود بگذار؟ از بودایی پایین‌تر را فرض کنید، مگر آن‌ها که پای بت‌ها در عصر پیغمبر(ص) به گریه و زاری و نیایش می‌نشستند و برمی خاستند، مگرهمه دروغ بوده است؟ آیا بیشتر آن‌ها از صمیم قلب نیایش نمی‌کردند؟ طلب حاجت نمی‌کردند؟ آیا به دروغ بت می‌پرستیدند؟ پس صرف این که کاری از روی اخلاص انجام شود، کافی نیست؛ بلکه ارزش‌یابی با ضابطه‌های اسلام، قرآن، با ضابطه‌هایی که خود پیغمبر، خود مولا امیرالمؤمنین(ع) و سیدالشهدا(ع) در اختیار ما قرار گذاشته‌اند، باید صورت بگیرد. 

با تمام محبت، با تمام دلسوزی به سراغ آن گروهی که از صمیم دل یا حسین یا حسین می‌گویند، می‌رویم و می‌گوییم: برادر و خواهر باصفا، حسین حسینت را با صمیمت بگو، اما زمینه انسانیت این کار، «آگاهی» است، کمی هوشیاری است، مبادا حسین حسین گفتنت در راه ضد حسین مورد استثمار و بهره‌کشی قرار گیرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : درس هیأت، 
برچسب ها : راه امام حسین(ع)، شهیدبهشتی، کربلا، شهدای کربلا، حرابن یزید ریاحی، السلام علی الحسین،
لینک های مرتبط :


1- برخی از نظریه‌پردازان سیاسی از «مذاکره» با عنوان «بازی میان کف و سقف» یاد می‌کنند و توضیح می‌دهند که در جریان مذاکره هر یک از طرفین تلاش می‌کنند «سقف» مطالبات خود را تا آنجا که ممکن است بالاتر ببرند و در همان حال، خواسته‌های حریف را به «کف» برسانند به گونه‌ای که مرحله بعد از «کف»، زمین‌گیر شدن طرف مقابل را به دنبال داشته باشد. این تعریف از «مذاکره» ترجمان دیگری از همان تعبیر معروف «معامله» یا «بده بستان» است چرا که در انجام یک معامله، هر یک از طرفین می‌کوشند ارزش آنچه می‌دهند یا قرار است بدهند را بالاتر و بهای آنچه می‌ستانند را پائین‌تر نشان بدهند. اگر این تعریف از مذاکره قابل قبول باشد که هست و مذاکره چیزی غیر از بازی میان کف و سقف و معامله و بده بستان نیست، می‌توان و باید نگران بود که چرا در آستانه مذاکرات پیش‌روی ایران و گروه کشورهای 1+5 و قبل از شروع مذاکرات به جای آمادگی برای مقابله جدی با امتیازات مورد ادعای حریف که تمامی آنها - بدون استثناء - غیرقانونی و باج‌خواهانه است، بخشی از فعالیت هسته‌ای قانونی خود را تا سطح نزدیک به توقف پائین آورده‌ایم!


توضیح آن که یکی از پیشنهادهای حریف در مذاکرات ژنو 2 که به گفته مشترک جان کری وزیر امور خارجه و خانم «وندی شرمن» مذاکره‌کننده ارشد آمریکا می‌تواند، تضعیف و نهایتا توقف برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را در پی داشته باشد، پیشنهاد محدود کردن تعداد سانتریفیوژهای فعال در نطنز، توقف تولید اورانیوم 20 درصد غنی‌شده و خودداری از نصب و به کارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته بود. این خواسته‌ها که همراه با چند خواسته غیرقانونی دیگر در مذاکرات ژنو به ایران پیشنهاد شده بود با مخالفت تیم هسته‌ای کشورمان - که قابل تقدیر است - روبرو شده و به همین علت، مذاکرات ژنو 2 بدون دسترسی به توافق، پایان یافته بود.
اما چند روز بعد از پایان مذاکرات ژنو و یک هفته قبل از آغاز دور بعدی مذاکرات - 29 و 30 آبان/ 20 و 21 نوامبر در ژنو - آقای یوکیا آمانو دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تهران می‌آید و یک روز پس از بازگشت در گزارش فصلی آژانس از توافق «پربار»! با مسئولان هسته‌ای کشورمان خبر می‌دهد. پرداختن به جزئیات بیشتر گزارش فصلی آژانس را به زمان دیگری موکول می‌کنیم و در محدوده این نوشته محدود تنها به بخشی از گزارش یاد شده بسنده می‌کنیم که در آن آقای آمانو تصریح می‌کند «ایران از 3 ماه قبل توسعه فعالیت‌ هسته‌ای خود را متوقف کرده است» و خبر می‌دهد «از 3 ماه قبل تاکنون هیچ قطعه اصلی جدیدی در رآکتور اراک نصب و افزوده نشده و میزان ذخایر اورانیوم با غنای 20 درصد نیز در طول 3 ماه گذشته فقط 5 درصد افزایش داشته است» و می‌افزاید «ایران از 3 ماه قبل تاکنون از نصب و به کارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته IR2m نیز خودداری ورزیده است».

حالا یک بار دیگر این بخش از گزارش فصلی آژانس را مرور کنید! چه می‌بینید؟! آیا فعالیت‌های هسته‌ای متوقف شده و یا به شدت کاهش‌یافته‌ای که آقای آمانو در گزارش خود به آن اشاره می‌کند، بخش قابل توجه و با اهمیتی از همان خواسته‌های غیرقانونی و باج‌خواهانه‌ای نیست که گروه 1+5 در مذاکرات ژنو2 به ایران پیشنهاد کرده و با مخالفت جدی تیم محترم مذاکره‌کننده کشورمان روبرو شده و در نتیجه، مذاکرات مورد اشاره بدون توافق به پایان رسیده بود؟! اگر چنین است - که هست - ادامه مذاکرات برای چیست؟! و در حالی که



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : شریعتمداری، مذاکرات ژنو، اسرائیل، فتنه88، فرانسه، بازی سقف و کف، کیهان،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل
 
 
 
<bgsound src="http://alborz.basij.ir/sites/default/files/tahrim.mp3" loop="infinite">